مهدى عبداللهى

218

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

هلاكت رساند . سپس برگشت در حالى كه اشك مىريخت وزخم‌ها پيكر او را سنگين كرده بود . اميرمؤمنان بلند شد و ميان دو چشم او را بوسيد وخطاب به او فرمود : پدرت فدايت باد ، سوگند به خدا فرزندم با اين جهادى كه در پيش روى من انجام دادى مرا مسرور كردى ، چرا گريه مىكنى ؟ از خوشحالى است يا از ناراحتى ؟ ! محمد گفت : چگونه گريه نكنم ، سه مرتبه مرا در معرض مرگ قرار دادى و خدا مرا حفظ كرد و اينك مشاهده مىكنى كه من مجروح هستم و هر وقت به سوى تو بازگشتم تا اندكى مهلت به من بدهى مهلت ندادى اما به دو برادرم ، حسن ، و حسين ، چيزى از كارهاى جهاد را وانمىگذارى . اميرالمؤمنين عليه السلام روى او را بوسيد و فرمود : تو ، فرزند من هستى و اين دو فرزندان رسول خدا . آيا آنها را از كشته شدن محافظت نكنم ؟ محمد گفت : بلى پدر جان ، خداوند در مقابل هرآسيبى . مرا فداى تو و آن دو گرداند « 1 » .

--> ( 1 ) - سفينةالبحار : 1 / 321 . .